روزهای تنهایی گذشت
قایق دلم در ساحل قلبت به گل نشست
من عاشقت شدم ، تو گرفتارم
به وجودت در زندگی ام می بالم
تو هستی و همیشه حال و هوایم بهاریست
اینجا ، همینجا که نشسته ام، اینک جای تو خالیست
یک لحظه ، هر لحظه به یادت
در آرزوی نشستن در کنارت
همین رویا تنها آرزویم شد
با همین آرزو دلم برایت تنگ شد
دلتنگی عادت دلم شده
کویر دلم با آمدنت، دریا شده
همیشه و همه جا تو را در قلبم حس میکنم
هر جا که باشم نامت را زیر لب زمزمه میکنم
تا آرام شود دلم با تکرار اسم تو
هنوز هم، تنها این مرا خوشحال میکند :(دیدن تو)
تو را که میبینم ، در کنار تو که مینشینم
دستانت را که میگیرم ،
دلم میخواهد همانجا در کنارت ، برایت بمیرم
این تنها احساسیست که میتوانم به تو ابراز کنم ،
اینکه تو را ببینم و قلبم را فدایت کنم
|